السيد أحمد الحسيني الاشكوري

44

شاعران فارسى سرا ( فارسي )

كسب نور از خور كند مه خور ز ماه روى او * كسب او كسبى دگر وين اكتسابى ديگر است مستم از چشم خمارش گو بمستان اى صبا * شرح مستى من گو كاين شرابى ديگر است دوش با شوريده‌اى در محفل جانان شدم * ديدم آنجا نغمهء چنگ و ربابى ديگر است گو به پير عقل گر ميل جوانى باشدت * ساعتى با او نشين كاين هم شبابى ديگر است بر مكارم دى اگر بوسى عطا كردى نگار * ده وصالش جان چون اين هم ثوابى ديگر است بروجردى شيخ عبد اللّه فرزند نوروز على بروجردى از شاعران سدهء سيزدهم ، داراى اطلاع در حديث و تاريخ و دانشهاى دينى ، دو كتاب « تنبيه المغرورين » و « سرور الشيعة » را از او ديده‌ام . اين رباعى از او است : بشنو ز گذشتگان ترا گر گوشى است * مىگير عزاى خود به سر گر هوشى است امروز به دوش تو است تابوت كسان * فرداست كه تابوت تو هم بر دوشى است بسطامى شيخ عبد الحسين فرزند عبد اللّه بسطامى عالم فاضل ، به فارسى و عربى شعر مىگفت ولى شعرش به هر دو زبان سست ، ديوان شعرى دارد و بسال 1337 زنده بود .